سرچ دانلود

دانلود رمان ویدیا از فریده بانو | کانال رمان ویدیا در تلگرام - سرچ دانلود

جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶

دانلود رمان ویدیا از فریده بانو + کانال رمان ویدیا در تلگرام

دانلود رمان ویدیا PDF

رمان ویدیا

رمان ویدیا یکی دیگر از رمان های فریده حسینی ملقب به فرید بانو است که با استقبال خوبی از سوی کاربران مواجه شده است، این رمان هم اکنون در دست تایپ بوده و به طور کامل انتشار نیافته است. برای خواندن این رمان میتوانید به ادامه مطلب مراجعه کنید. 

برای خواندن و دانلود رمان های بیشتر در کانال تلگرامی ما نیز از طریق لینک روبرو جوین شوید. عضویت در کانال

کانال رمان ویدیا در تلگرام : عضویت در کانال

پارت اول رمان ویدیا

با صدای هلهله ی آدینه سر خدمتکار خونه عصبی از خواب پا شدم
دستی به موهای لخت بلندم کشیدم
و با همون لبای خواب بلندم پا برهنه از اتاق بیرون اومدم
از نرده های طبقه بالا آویزون شدم
موهای بلندم روی هوا معلق شد
با صدای خشداری گفتم:آدینه چه خبره کله سحر بابا بذار بخوابم
صدای مهربون آدینه بلند شد
_خواب چیه خانوم جان باید هلهله کنی
از پله ها پایین رفتم
_باز چی شده؟؟مامان اینا کجان؟
آدینه سری تکون داد
من نمیدونم پسر عمارت شاهی چی توی تو دیده که عاشقت شده
یهو چشم هام باز شد
موهامو کنار زدم
_تو چی گفتی؟!
خنده ی ریزی کرد
_چیه خواب از سرت پرید خانوم جان
پشت چشمی نازک کردم
_نخیر،کی گفته فقط واسم سوال شد همین
آدینه سری تکون داد گفت:
_من این موهارو تو آسیاب سفید نکردم خانوم جان
عشق تو چشمات دو دو میزنه
خندیدم و سرمو پایین انداختم
_حالا بگو چی شده
_اول برو دست و صورتو بشور بعد بیا تا بهت بگم
پامو زمین کوبیدم
اه آدینه
_همینه که هست دیگه نمیخوای که هیج
رفتم سمت سرویس بهداشتی
مش رحمان چه زن لجبازی داره
صدای خنده ی آدینه بلند شد
وارد سرویس بهداشتی شدم
آب و باز کردم و صورتم و شستم
نگاهی به چهرم که توی آیینه افتاده بود انداختم
پوست سفید،چشم ابروی مشکی و خال کوچکی که گوشه ی لبم خودنمایی میکرد…

پارت دوم رمان ویدیا

از چهرم راضیم

دستی به موهای بلندم کشیدم

از سرویس بهداشتی بیرون اومدم

رفتم سمت آشپزخونه

دل تو دلم نبود تا بدونم چه اتفاقی افتاده و عمارت شاهی چه خبره

_پشت میز نشستم و شروع کردم به خوردن

دهن پر گفتم:بگو دیگه

_واه دخترم این چه وضع غذا خوردن
الان اگه خانوم تورو اینطوری ببینه حتما مواخذت میکنه

دستی تو هوا تکون دادم

_الآن که مامان نیست

آدینه روی صندلی نشست گفت:

_جونم برات بگه آقا بزرگ امروز از عمارت شاهی زنگ زد

_خب

_خب به جمالت،

_اه آدینه جوون

_چیه دختر جان
دخترم انقدر هول؟؟

و ریز خندید گفت

_پدرت گوشی و برداشت و انگار تورو برای آقای عمارت خواستگاری کردن
نتونستم ذوقم رو پنهون کنم

دستامو به هم کوبیدم و گفتم:

_وای یعنی من و برای شاهو خواستگاری کرده

آدینه سری تکون داد و گفت:

_اینطور به نظر میاد

_کی میان؟!

_انگار آقا بزرگ خیلی عجله دارن و قرار خواستگاری امشب گذاشتن

تند از جام بلند شدم

_وای چرا زودتر بیدارم نکردی؟
باید حموم برم آماده بشم

_صبر کن خانوم جان
انگار آقا بزرگ شرط کرده تا موقع عقد که بله رو میدی نباید هم و ببینین

_یعنی چی؟!

_لب و لوچه ات و اینطوری نکن ها زشته
یکی ندونه فکر میکنه شوهر ندیده ای
هر چند ندیده ای

پارت سوم رمان ویدیا

_اه آدینه جوون

لبخند مهربونی زد و پیشونیم و بوسید

_برو تو سالن الآن خانوم و ماه پری میان

_کجا رفتن مگه؟!

_صبح با راننده رفتن برای خرید

سری تکون دادم…

_نازپری نیومده؟ ؟

_نه شاید شب با شوهرش بیاد

با ذوق رفتم سمت پله ها

پله هارو دوتا یکی رفتم بالا وارد اتاقم شدم

چرخی جلوی آیینه زدم

باورم نمیشه شاهو از من خوشش اومده باشه

نوه ی دوم آقا بزرگ،مرد بزرگ عمارت شاه

عمارتی که هرکسی آرزوی عروس شدن رو داره

آقا بزرگ مرد خیلی پولدار و بزرگ تهرانه…

۵تا نوه داره که هر ۵ تاش پسرن و همه تو دمو دستگاه شاه هستن

ساشا نوه ی بزرگ آقا بزرگه که همه میگن دیوونس…اما تا حالا ندیدمش

شاهو نوه ی دومه آقابزرگه و عزیز کرده ی آقا بزرگ یکی از دست راستی های شاه و بهرام و بهراد و بهزاد

بهرام و بهزاد زن دارن و توی همون عمارت هستن..

بهزاد خارجه..ساشا هم که اصلا نمیدونم کجاست و چیکار میکنه…

دوباره با یادداوری خاستگاری شاهو ته دلم غنچ رفت

چند بار فقط توی مهمونیای بزرگ دیده بودمش همه ی دخترا عاشقش بودن

چشامو بستم و دستامو باز کردم

پرت شدم روی تخت

بالشت و بغل کردم.

با ذوق به سقف خیره شدم

تا اومدن مامان و ماه پری خودمو سرگرم کردم

به زودی تمامی پارت ها به صورت فایل PDF منتشر خواهد شد.

به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان ویدیا از فریده بانو | کانال رمان ویدیا در تلگرام
4.19 (83.89%) 36 votes
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید Download
loading...
4,659 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 1
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.