سرچ دانلود

دانلود رمان عشق توت فرنگی نیست

جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷

رمان عشق توت فرنگی نیست

دسته بندی : دانلود فیلم ایرانی تاریخ : یکشنبه ۵ آذر ۱۳۹۶

رمان عشق توت فرنگی نیست

رمان عشق توت فرنگی نیست

رمان عشق توت فرنگی نیست نیست یک رمان زیبا و جذاب میباشد که داستان دختری به نام ترمه را روایت میکند. ترمه بعد از قبولی در دانشگاه در رشته ی دندانپزشکی از شیراز به تهران میرود این در حالی است که پدرش نیز درگیر مشکلات و امور مالی و حقوقی کارخانه اش است. ترمه پس از مهاجرت به تهران به خانه ی عموی خود میرود و با مشکلات بسیاری نیز دست و پنجه نرم میکند اما هیچکدام از این مشکلات به انداه آزار و اذیت های خسرو یکی از پسران شر دانشگاه و همچنین پسرعموی تازه برگشته ی خود از فرنگ نیست… . پس ترمه تصمیم میگیرد تا با یک نامزد صوری از شر مزاحمت های این افراد در امان بماند و از پارسا که دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی است میشود ولی زمان زیادی نمیگذرد که… . جهت دانلود رمان عشق توت فرنگی نیست به ادامه مطلب بروید.

بخش هایی از رمان عشق توت فرنگی نیست

صورت مهربون مامانو چند بار پشت سر هم بوسیدم .اون قدر گریه کرده بود که چشم هاش ریزریز شده بود,دستم رو در شونه اش حلقه کردم :وای سودی جون سفر قندهار که نمی خوام برم این طوری میکنی ؟ هر وقت چند روز تعطیلی گیرم بیاد بدوبدو می ام بهت سر می زنم ,خودتم میدونی که من یکی رو بدجوری بچه ننه بار اوردی وطاقت نمی آرم زیاد ازت دور بمونم. مامانم میخواست لبخند بزنه ولی نتونست .با گوشه روسری اشک چشمش رو پاک کرد. بابام با خنده از جیبش یه دستمال در آورد:بگیر عزیزم ,روسریت میکروب داره,نکنه می خوای تراخم بگیری وبدبختم کنی,داری و نداری دو تا چشم شهلا داری,می خوای همونم ازم بگیری؟ مامانم طبق معمول غم وغصه هاش یادش ر فت,با ناز وکرشمه دستمالو گرفت ونم چشم هاش رو خشک کرد:باشه هاتف باشه,فقط چشمام قشنگه دیگه؟ بابا یواشکی در گوش مامان یه چیزی گفت که اولش سرخ شد وبعد شم غش کرد از خنده .ترنج آستین مانتوی مامانم و کشید:بابا چی گفت این قدر خوش به حالت شد؟ مامانم یه اخم قشنگ تحویلش داد:اوا!؟!بچه هم بچه های قدیم. ترنج لب ور چید:زشته توی جمع دو نفر در گوشی حرف بزنن تورنگ لپش رو کشید:ای دختر فضول! ترنج دستشو انداخت دور کمرم:ترمه جون وقتی بری من حوصله ام سر می ره.دلم واست خیلی تنگ میشه دستمو انداختم دور کمر باریکش :حسابی درس بخون که دو سال دیگه بیای پیشم. منم اونجا تنهام,اگه تو کنارم باشی دلم کمتر میگره,فقط فول بده خوب درس بخونی,مثل بچه آدم! موقع گفتن این حرفها بغض کردم,چقدر خواهرمو دوست داشتم ,کاش از هم جدا نمی شدیم, صدای کمک راننده منو از افکارم پرت کرد بیرون:مسافرای تهران ….جا نمونین مامانم دوباره منو چلوند:قربونت برم ترمه جون خیلی مواظب خودت باش.رسیدی زنگ بزن. خیالشو راحت کردم:حتما سودی جون نگران نباش. بابا بغلم کرد :ترمه جون شرمنده ام که… نذاشتم حرفشو تموم کنه :زمستون می ره رو سیاهی به زغال می مونه,فکرشو نکن. ترنج بغل گوشم چنان جیغی زد که نیم متر پریدم هوا:اونم شاداب. کفرمدر اومد!دندونامو رو هم فشار دادم که صدام در نیاد! یعنی اپه یه وقت دیگه بود ویه جای دیگه ای غیر از ترمینال بودیم درسی بهش می دادم تا عمر داره یادش نره .پرده گوشم هنوز سوت میکشید .منتها نخواستم دم اخری پاچه اشو بگیرم که خودم عذاب وجدان بگیرم,هم اشک دم مشک ترج خانوم ته تغاری رو در بیارم. با اومدن شاب که واقعا اسمش برازنده اش بود ,تورنگ دست و پاشو گم کرده و شروع کرد الکی خندیدن.رفتم

به این پست امتیاز دهید.
رمان عشق توت فرنگی نیست
4 (80%) 1 vote
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید Download
650 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.