سرچ دانلود

دانلود رمان قصه ی عشق ترگل - سرچ دانلود

شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶

دانلود رمان قصه ی عشق ترگل

دسته بندی : رمان تاریخ : جمعه ۲۳ تیر ۱۳۹۶

دانلود رمان قصه ی عشق ترگل

دانلود رمان قصه ی عشق ترگل

رمان قصه عشق ترگل رمانی به قلم فرشته ۲۷ میباشد که داستان دخترکی شیطون و بازیگوش را به نام ترگل روایت میکند، دخترک قصه به دلایلی دل خوشی از پسر عمه تازه از فرنگ برگشته اش ندارد و هزاران بلا بر سرش می آورد… .

خلاصه رمان قصه عشق ترگل

رمان قصه عشق ترگل در رابطه با دختری به نام ترگل میباشد، دخترک بسیار شیطون و بازیگوش است و به هیچ عنوان دل خوشی از پسر عموی تازه از خارج برگشته اش ندارد، به همین دلیل هزاران بلا بر سرش می آورد و آرمین (همان پسر عمویش) حسابی تلافی میکند ولی…

قسمت اول رمان قصه عشق ترگل

ترگل؟ترگل دخترم کجایی؟
-الان میام مامان جونم.تو اتاقم ام.چکارم دارید؟
-دخترم بیا می خوام باهات حرف بزنم.
داد زد:چی می خواید بگید؟!
در اتاق باز شد ومادر ترگل وارد شد.
با اخمه شیرینی که مخصوصه خودش بود رو به ترگل گفت:دختر چرا داد وهورا راه انداختی؟
ترگل با تعجب نگاهش کرد تا حالا نشده بود مادرش اینگونه با او حرف بزند.با دهانی باز و چشمانی گرد شده گفت:مامی جونم…چیزیت شده؟

با همون اخم گفت:نخیر چیزیم نیست.زود بیا بیرون کارت دارم.
ودر حالی که از اتاق خارج می شد خیلی محکم گفت :تا ۵ دقیقه دیگه بیرون باش
ودر را محکم بست.
-وااااامامان چش بود؟چرا همچین کرد؟باید زودتر برم ببینم چه خبره.بدو بدو ترگل تا از اخبار روز عقب نموندی.
موهاشو شونه زد وبا گیره پشته سرش بست زیادی بلند بود تا پایینه باسنش می رسید.چند بار خواسته بود کوتاهش بکند ولی پدرش به شدت باهاش مخالفت کرده بود. ترگل دختری بود با قدی نسبتا بلندواندامی توپر متناسب و زیبا چشمانی عسلی با رگه های سبز که خیلی جذابش کرده بود.گونه هایی برجسته وپوستی به سفیدیه برف ولی موهای مشکی و براق که درست تضاد پوستش بودوگیراییه خاصی را به اومی داد.۲۰ ساله بود ولی مثل اکثر دختران فعلا قصد ازدواج نداشت .یه خواهرکه۵ سال از او بزرگتر بود به اسم نازگل داشت.که البته الان با پسری به اسم ارش ازدواج کرده بود وتو ایتالیا زندگی می کرد.
با صدای داد مادرش از خیالاتش بیرون اومد وبه سمت در اتاق رفت. کنجکاو بود زودتر بداند مادرش چه حرفی با او دارد که اینگونه باعث شده او مانند روز های دیگر ارام نباشد.رفت تو هال کنار مادرش روی مبل نشست و
دست به سینه چشم به دهان او دوخت وگفت:مامی جونم بنده سراپا گوشم امری اوامری چیزی اگه دارید بفرمایید.
-دختر خودتو لوس نکن.مگه نگفتم خانومانه حرف بزن؟!
-واا مامان من که دارم خانومانه حرف می زنم .شما چرا الکی گیره سه پیچ می دید به ادم؟
مادرش لبخندی زد وگفت:اهان اونوقت الان خانومانه حرف زدی دیگه.نه؟
ترگل وقتی فهمید چه گفته زد زیر خنده ومیان خنده گفت:خب مامان جونم شما..هم با اون جذبه گرفتنتون باعث..شدین من برا یه لحظه یادم بره باید چطوری حرف بزنم.
-یعنی بار اولت بود؟
-نبود؟
-نه که نبود.دختر من چقدر…
ترگل که دیگه داشت کم کم حوصله اش سر می رفت پرید وسط حرف مادرش و گفت:باشه باشه ببخشید .قوله مردونه می دم دیگه تکرار نشه.شما همون امرتون رو که منو از اتاقم کت بسته کشیدید بیرون رو بفرمایید.!

 

لینک های دانلود رمان قصه عشق ترگل

دانلود با فرمت PDF

به این پست امتیاز دهید.
از این مطلب راضی بودید؟لطفا به آن امتیاز دهید.
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید Download
loading...
80 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 1
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.