سرچ دانلود

دانلود رمان عشق فلفلی - سرچ دانلود

چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶

دانلود رمان عشق فلفلی

دسته بندی : رمان تاریخ : جمعه ۲۳ تیر ۱۳۹۶

دانلود رمان عشق فلفلی

دانلود رمان عشق فلفلی

رمان عشق فلفلی یک رمان به قلم پانی مقدم میباشد که در رابطه با دختری از لحاظ ظاهر معمولی به نام تیام میباشد که باطنی زیبا دارد! این دختر فقط غرق درس و مشقش است و در سال سوم دبیرستان سعی میکند برای کنکور آماده شود، اما شاهزاده رویاهاش از راه میرسد. البته تیام انقدر چشم و گوش بسته است که شاهزاده را نمیبیند و شاهزاده انقدر چشمش باز است که فقط به ظاهر توجه میکند اما… .

صفحه اول رمان عشق فلفلی

با اشاره چشم از صبا خواستم بلند شه…اونم بی هیچ حرف بلند شد و نشستم کنار سوگل.دستمو دور شونش حلقه کردم .سرشو گذاشته بود روی میز و زار زار اشک میریخت…دهنمو بردم نزدیک گوشش و گفتم:«سوگل این امتحان اونقدر هم مهم نیست که تو داری براش گریه میکنی…..»

_چی چی رو مهم نیست…..گفت تو معدل تاثیر داره.

_هنوز اول ساله جای جبران هست…

_وای تیام تو که مثل من گند نزدی پس حرف نزن.

سرمو عقب اوردم سعی کردم ناراحت نشم….اروم سرشو بالا اورد تو چشمای قهوه ای تیرش که قرمز شده بود نگاه کردم و گفت:ببخشید….

_برو بابا.

همدیگه رو بغل کردیم و اون همانطور که دماغشو میکشید بالا گفت:«تیام…تو تاحالا تک اوردی…نیاوردی نمیدونی من چه دردی دارم»

دستمو لای موهای خرمایی پر پشتش کردم و گفتم:«دبیرستانه و تک اوردنش»

_دیوونه.

سرشو از روی شونم برداشت که در با یک حرکت باز شد و شیدا و باران هم اومدند تو….با صدای بلند خوندند:

گریه نکن زار زار…

میبرمت بازار…

میفروشمت دوهزار…

دوهزار قدیمی….

به زن عباس قلی….

میخرم ازش یک بطری…

و با خنده به طرف سوگل اومدن…..و مشغول بهم ریختن موهاش شدن اونم با جیغ اعتراض میکرد……

وقتی اون دوتا هم درکنار ما نشستند شدیم ۴ نفر روی یک نیمکت و نزدیک بود من از این طرف بیوفتم…..

باران:«بچه ها قراره امروز حسام بیاد دنبالم…دوست دارم شماها هم ببینینش……..سلیقمو ببینین»

شیدا با خنده گفت:«سلیقه تو که معلومه …یا یک مرد چاق و شکم گنده و کچل و قد کوتاه …یا یک پسرک جفاد(جواد)هست با موهای کفتری و شلوار کردی..»

باران:«خیلی بیشعوری شیدا.»

شیدا:نظر لطفته.

من:«باران…..یعنی جدی پدر مادرت موافقن؟یعنی میخوای به این زودی عروس شی؟»

_نه به این زودی زود….حالا نامزد بشیم….بعد کنکور دیگه…

شیدا:«اخر قضیه اشناییتونو برام تعریف نکردی»

باران:طولانیه یک وقت مناسب الان زنگ میخوره..

شیدا:«پیچوندنت تو حلقم»

سوگل:«پاشین بینم پرس شدم»

لینک های دانلود رمان عشق فلفلی

دانلود با فرمت Apk

دانلود با فرمت Jar

دانلود با فرمت ePub

به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان عشق فلفلی
5 (100%) 1 vote
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید Download
loading...
149 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.