سرچ دانلود

دانلود رمان بوی وانیل - سرچ دانلود

جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶

دانلود رمان بوی وانیل

دسته بندی : رمان تاریخ : پنج شنبه ۸ تیر ۱۳۹۶

دانلود رمان بوی وانیل

دانلود رمان بوی وانیل

رمان بوی وانیل رمانی به قلم Beste میباشد که در رابطه با دختری به نام دیار است. دیار چندین سال است با دختر خاله اش به دور از خانه و خانواده زندگی میکند اما… . رمان بوی وانیل هم اکنون نیز در حال تایپ است و به زودی منتشر خواهد شد. در حال حاظر ما رمان را به صورت پارت های جداگانه برای شما عزیزان آماده کرده ایم که میتوانید در ادامه مطلب بخوانید. جهت دانلود رمان بوی وانیل به ادامه مطلب مراجعه کنید.

خلاصه رمان بوی وانیل

رمان بوی وانیل داستان دختری به نام دیار که بسیار سر به زیر و آرام است را روایت میکند. دیار چند سالی است که با دختر خاله خود در شهری به دوراز خانه و خانواده زندگی میکند و در شیرینی پزی مشغول به کار است، اما همه چیز با ورود خانواده پدری اش به زندگی اش تغییر میکند… .

قسمت اول رمان بوی وانیل

_ دو ساعته به چی زل زدی؟
به قطره هایی که آرام روی شیشه لیز میخوردند و انگار که سر سره بازی می کردند خیره شده بودم …انگشتم رو برای لمس قطره های بارون روی شیشه کشیدم ….
به آدم هایی که از زیر این باران با گام های بلند فرار میکردند زیر چشمی نگاهی انداختم و
به سمتش چرخیدم و دستهام رو زیر بغلم پنهان کردم موهاش رو با روسری سه گوشی بالای سرش بسته بود و پیش بند سبزش با اون خرس زبون دراز جلوی سینه اش به شدت دوست داشتنیش کرده بود…
_بارون دوست دارم…
جمله ام لبخند کم رنگی روی لبش آورد … : روزت چه طور بود؟
از روی صندلی شنل سورمه ای رنگیم رو برداشتم و پوشیدم این خنکی دوست داشتنی هیجان خاصی بهم میداد : بد نبود…یه سر به دانشگاه زدم..
بحث براش جدی شده بود با پشت دستش موهای لوله لوله اش رو عقب زد و نگاهم کرد : و نتیجه؟؟
سرم رو اندکی به سمت چپ خم کردم : تارا؟؟
هنوز با همون نگاه پر نفوذش خیره خیره نگاهم کرد…این نگاهش رو دوست نداشتم… : اون جوری نگام نکن…
_چه جوری نگات کنم؟؟؟!! چه جوری میپسندی؟؟
به سمت کیف بزرگ سرمه ای رنگم رفتم و دست کردم داخلش…انقدر شلوغ پلوغ بود که پیدا کردن چیزی از اون مابین تقریبا امکان ناپذیر به نظر میومد…
بالاخره دفترچه زرد رنگم رو پیدا کردم….روی جلد دفترچه دختر بچه ای خندان با بارونی زرد داشت قایق کاغذیش رو تو برکه ای کوچیک مینداخت…
دفترچه ام رو که تو دستم دید لبخند روی لبش اومد صندلی رو کشید و پشت پیش خون نشست و من ایستاد بودم : قیمت ها رو نوشتم…ولی خب برای ما سخته
_ما؟؟
_تارا کوتاه بیا….
_بچه بازی در نیار… خودت خوب میدونی که این کار درست ترین کاره…
حرفم رو نمیفهمید انگار ؛ موهام رو پشت گوشم فرستادم و.صندلی سبز رنگ چوبی رو از پشت میز کشیدم بیرون و گذاشتم رو به روش: من نمیتونم همچین کاری بکنم…نمی تونم …چرا اصلا …یعنی مجبور نیستیم…
این بار دیگه اخم نداشتم…آرنجش رو روی پیش خون گذاشت : ده سال دیگه میبینی که نیاز بوده…برای آدمی مثل تو با…
_لابد با استعداد؟؟؟ من؟؟
_بله دقیقا…
دستم رو حرکتی دادم و پام رو روی پام انداختم …
نگاهش کمی غمگین شد و آروم از جاش بلند شد و به سمت سینی رفت که روی میز پشت پیش خون بود…اون آلبالویی های دوست داشتنی رو توی یخچال کوچیک گذاشت…تمام رفتار ها ش رو از بر بودم از حفظ حفظ…
به سمتش رفتم…رفتنم پشت پیش خون با لباس بیرون جزو ممنوع ترین ها بود پس از همین پشت خیره شدم : از این آلبالویی ها میدی بخورم؟؟
می دونستم با جمله اول کوتاه نمیاد خواستم ادامه بدم که با پیش دستی صورتی رنگی که گل های دوست داشتنی قرمز داشت به سمتم اومد…پای آلبالوی دوست داشتنی ام توش بود…با تعجب به پیش دستی که به سمتم دراز دشه بود نگاه کردم: تارا؟؟؟!!
_دیار…داری اذیت میکنی
نفسم لحظه ای گرفت به تارای دست به کمر رو به روم نگاهی کردم : نمی شه ..یعنی میدونی…من اینجا رو دوست دارم..بهت کمک میکنم…باهم…ببین چه قدر اون زنجبلی ها طرفدار پیدا کرده…
دست کش های آشپزیش رو از دستش در آورد و به سمتم اومد …چوب روی پیشخون رو کناری زد و محکم بغلم کرد…نفس حبس شده توی سینه ام رو بیرون فرستادم و دستم رو دور کمرش محکم کردم…دور همون پیش بند سبز رنگی که بوی خوش آرد و آلبالو میداد…. هر آدمی بو و طعم خودش رو داره…به این جمله ایمان دارم…

دانلود رمان بوی وانیل Pdf

به زودی این رمان را به صورت پی دی اف آماده و منتشر میکنیم.

به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان بوی وانیل
4.67 (93.33%) 6 votes
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید Download
loading...
2,554 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 1
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.