سرچ دانلود

دانلود رمان اگه بدونی - سرچ دانلود

چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷

دانلود رمان اگه بدونی

دسته بندی : رمان تاریخ : چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

دانلود رمان اگه بدونی

دانلود رمان اگه بدونی

امروز در وبسایت سرچ دانلود رمان اگه بدونی را که یک رمان بسیار زیبا و جذاب به قلم نیلو جون میباشد برای شما آماده کرده ایم. این رمان در رابطه با دختری است از خانواده متوسط، دختری که به خاطر زندگی پدرش خود را تباه میکند… . دخترک قصه که سوگند دارد به خاطر اینکه پدرش اعدام نشود (پدر سوگند راننده تاکسی است و به جرم قتل محکوم به اعدام شده است) مجبور میشود شرطی که پسر مقتول برای رضایت دادن گذاشته است را قبول کند… . جهت دانلود رمان اگه بدونی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

قسمتی از متن رمان اگه بدونی

باور کردن این که الان پدرم مکوم به اعدامه برام خیلی سخته …..!!اونم به جرم قتل !!پدر من ازارش به یه مورچه هم نمیرسید چه برسه به یه ادم …. !!هنوزم نمیدونم رابطه ی پدر من که یه ……. یه ادمه تیلیاردر چی میتونست باشه؟؟ ، راننده تاکسی ساده بود با شاهین جهانبخش نتیجه ای ، توی تمام این مدت منو مادرم به هر دری زدیم که سر و ته این قضیه رو بفهمیم نگرفتیم……. دیگه واقعا نمیدونستم باید چی کار کنم!؟ من مادرم تنها و بیکس توی این شهر بزرگ …….انقدر بیکس بودیم که حتی یه فامیلم برای اینجور وقتا نداشتیم …..با این که کوه درد بودم ولی برای دلگرمی مامانمم که شده بود خودمو کنترل میکردم …..بغضی که تمام روز توی گلوم جمع میشه …شبا توی تختخوابم میشکنه و راه تنفسمو باز میکنه ……دیگه هیچ راهی نمونده که نرفته باشیم جز یه راه …….اونم گرفتن رضایته ! اما اینم نمیشه ما که پولی نداریم …حتی خونمونم اجارست ….. اگرم بتونیم جور کنیم بازم یه مشکل وجود داره ……این خانواده انقدر پول دارن که یه میلیارد براشون پول خورده ……وای خدا دارم دیوونه میشم!!!! چقدر خستم ….از این همه پستی بلندی های زندگی که داره خوردم میکنه …از این همه مشکلات که روی دوشم تلمبار شده ……..تنها نور امیدم حرفه اقای سعیدی (وکیل پدرم )بود …..سعی کردم باز حرفشو به یاد بیارم…. ” پسر دوم اقای جهانبخش فردا میرسن ایران ….اگه بتونین از ایشون رضایت بگیرید پدرتون ازاد میشه” تا اونجا که از وکیل پدرم شنیدم جهانبخش دو تا پسر داره ….پسر بزرگش به اسمه اشکانه که ظاهرا رابطه ی خوبی با پدرش نداشته ….حتی حاظر نشد برای مراسم ختمه پدرش به ایران بیاد …..ولی برعکس اون برادر کوچکترش یعنی اشوان فوق الهاده پدرشو دوست داشته ……و وقتی خبر مرگ پدرشو میفهمه حسابی عصبانی میشه و این یعنی ….خوشا به حال ما ….. بدبخت بودیم بدبخت ترم شدیم ….حالا کلی باید از این اقا خواهش کنیم …..اما بازم ارزششو داشت ….موضوع سر زندگی عزیز ترین کسمه …یعنی پدرم … با این که امکانش خیلی کمه اما بازم امیدوارم ……بازم دلم به خدا گرمه … _ سوگند ….سوگند ..کجایی؟؟

به این پست امتیاز دهید.
از این مطلب راضی بودید؟لطفا به آن امتیاز دهید.
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید Download
62 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.