سرچ دانلود

دانلود رمان از گروگانگیری تا عشق - سرچ دانلود

چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷

دانلود رمان از گروگانگیری تا عشق

دسته بندی : رمان تاریخ : پنج شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷

دانلود رمان از گروگانگیری تا عشق

دانلود رمان از گروگانگیری تا عشق

امروز در وبسایت سرچ دانلود یک رمان بسیار زیبا را برای شما عزیزان آماده کرده ایم. رمان از گروگانگیری تا عشق یک رمان بسیار زیبا به قلم فاطیمه میباشد که در سبک طنز، عاشقانه و هیجانی نوشته شده است. داستان رمان در رابطه با دختری شاد و شنگول است که در یک خانواده‌ی سه نفره زندگی میکند و تنها فرزند خانواده است. به دلایلی از یک شخص به شدت متنفر شده و عاشق شخصی دیگر میشود اما از هیچکدام خیری نمیبیند و میفهمد عاشق کسی است که… . اسم این دختر رها میباشد و در هر شرایطی شاد است و خنده از لبانش محو نمیشود با وجود غم های بسیاری که در دل دارد، هیچکس از آنها آگاه نیست زیرا رها به شدت تودار است و تمامی مشکلات و ناراحتی هایش را در خود میریزد. همچنین در بخشی از رمان نیز رها ربوده میشود آنهم توسط چند قاچاقچی..! جهت دانلود رمان از گروگانگیری تا عشق به ادامه مطلب مراجعه کنید.

بخش هایی از متن رمان از گروگانگیری تا عشق

-مامان، مامانی، مامان، مامان هوی .کجایی پس تو؟ مامان… اه پس چرا جواب نمیده؟ از اتاقم بیرون امدم و از پلهها پایین امدم . حتما در آشپزخانه داره غذا میپزه دیگه .قبل اینکه برم آشپزخانه،گفتم بذار بترسونمش .یه قدم رفتم عقب و پشت دیوار قرار گرفتم همین که میخواستم بپرم تو آشپزخونه، یه دفعه قیافه خودم رو در آیینه دیدم .یواشکی بدون اینکه مادرم بفهمه خندیدم .خدایی خنده هم داشت !موهای بلندم چسبیده بود به هم و به طور خیلی بیتربیتی پخش شده بود رو کلهام، چتریهام هم به طور فجیعی ریخته بود به روی پیشانی ام !ابروهایم هم برعکس مسیرشان قرارگرفته بودند .تقریبا شده بودم یکی شبیه خواهر جنی .هیچی دیگه داشتم میگفتم، یه قدم رفتم عقب یهو پریدم داخل آشپز خانه -پـخ… ولی ی شک شانس !پام گیر کرد به لبه ی ن ُ ب خ پ و یه ق ُا ل حسابی زدم .احساس کردم، کاسه سرم داره َم مُ کنده میشه .بله موهام گیر کرده بود زیر پام، نمیتونستم ج بخورم. -آخ آخ مامان، مامان تو روخدا بیا درم بیار .مامان جون عمهی خدا بیامرز بابام بیا نجاتم بده .الان ! ردانه دخترت تلف میشه ها ُد اوهوع، ه . ردان دختر !چه خودم رو تحویل میگیرم ُد -مامان چیز خوردم !دیگه نمیترسونمت بیا دیگه، مامان… نه ظاهرا نمیاد کمک. فکر کنم الان دست به کمر ایستاده، یه کفگیر هم دستش، داره به ریش نداشته من میخنده .خلاصه به هر بدبختی بود، خودم رو از اون فلاکت درآوردم، ایستادم تا به مادرم بگم چرا به دادم نرسید؛ ولی تا سرمو بلند کردم، دیدم اصلا کسی در آشپزخانه نیست .وا مامانم کو؟! -مامان کوشی پس، مامان کجایی؟ وای خاک بر سرم شد !نکنه مامانم حالش بد شده باشه !سریع از آشپزخونه زدم بیرون و پلهها رو دوتا یکی بالا رفتم .در اتاقشون رو یهو بازکردم .آخه !نگاه کن چه شکلی خوابیدند .هین !این چه وضعیه؟ ) بودند ۱۸ چرا این شکلی خوابیدند؟(تقریبا تو حالت های بی تربیت مثبت مامانم در آغوش پدر خفته بود .آه ،پدر هم خواب بود .تازه یه لباسی هم پوشیده بود که اگر نمیپوشید، سنگینتر بود .همین جوری داشتم، نگاهشون میکردم که دست بابام که داخل موهای مادرم بود، تکون خورد .هیچی دیگه سریع زدم بیرون .ایش !واقعا که خجالت هم نمیکشند، داخل خونه کارهای مثبت هجده میکنند .اونوقت دو روز دیگه مینشینند به هم میگن، دختر فلانی رو دیدی؟ دهنش بو شیر میده، رفته شوهر کرده .خوب یکی هم نیست بهشون بگه، آخه مادر من اون دختر که دهنش بو شیر از ننه باباش دیده دیگه .والا خجالتم هم خوب چیزیه! واقعاکه !خوب ۱۸ میده، حتما چهارتا کار مثبت چیه من فضول نیستم، فقط یکم کنجکاوم، فقط یکم. بعد این که از اتاق اومدم بیرون و داشتم میخندیدم .رفتم سماور رو زیاد کردم تا زود جوش بیاد .خوب بالاخره مامانم باید تقویت بشه دیگه !کم کاری نکره که،تا دیر وقت سرش شلوغ بوده، دوباره خندیدم. رفتم سمت یخچال تا میز رو بچینم، کره رو گذاشتم داخل یه بشقاب و گذاشتم روی میز .مربا رو هم به همراه عسل درآوردم و ریختم توی یه کاسه .پنیر رو هم درآوردم و یه خورده گذاشتم توی بشقاب…

امیدواریم پست دانلود رمان از گروگانگیری تا عشق برای شما مفید بوده باشد. نظر شما در رابطه با این رمان چیست؟

به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان از گروگانگیری تا عشق
5 (100%) 1 vote
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید Download
136 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.