سرچ دانلود

دانلود رمان آقای مغرور خانم لجباز - سرچ دانلود

جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷

دانلود رمان آقای مغرور خانم لجباز

دسته بندی : رمان تاریخ : جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷

دانلود رمان آقای مغرور خانم لجباز

دانلود رمان آقای مغرور خانم لجباز

رمان آقای مغرور خانم لجباز یک رمان بسیار زیبا به قلم بهارک مقدم میباشد که در رابطه با دو مامور موفق اداره آگاهی است که به قول معروف آبشان در یک جوب نمیرود! اسم یکی از آنها سورن صادقی که سرگرد است و دیگری سروان عسل آرمان میباشد. اما داستان از آنجا شروع میشود که اداره آگاهی برای دستگیری یک باند بزرگ قاچاق مواد مخدر مجبور است دو مامور زبده را به عنوان یک زوج داخل این باند بفرستند و اولین گزینه ها کسانی نیستند جز این دونفر… . در ادامه مطلب میتوانید بخش هایی از متن رمان را بخوانید همچنین لینک های دانلود رمان آقای مغرور خانم لجباز برای شما عزیزان گذاشته شده است.

مقدمه: کنار بغض خیس پنجره می نشینم… با سرانگشتانم روی تن سرد شیشه، قلبی را نقاشی می کنم… قلب؟ کدام قلب؟ همان قلبی که بازیچه ی غرور تو می شود ولجبازی های من؟ تو در دریای غرورت غرق می شوی و من زنجیره ای از لجبازی هایم می بافم!!! به همین آسانی تو از من دور می شوی و من از تو… می دانی؟میان من تو فاصله است نه فاصله ای که به متر باشد یا شایدهم کیلومتر! میان ما فاصله ای ست به قدغرور بیش از اندازه ی تو و لجبازی ها وبهانه های کودکانه ی من!!! بیا… بیا عشق را قربانی خاله بازی های کودکانه مان نکنیم… بیا کنارم.دستانت را دور کمرم حلقه کن دستانم را در دست بگیر…

صفحه ی اول رمان

ای خداچه خبره اینجا چقدر شلوغه..اه لعنتی الان وقتش بود؟بازم که خشاب خالی کردم…یه گوشه خلوت پیدانمی شه؟آهان اینجا بهتره…خدایا عجب شیرتو شیریه ها! صادقی:مواظب باشید پسرا هیچکدومشون نباید فرارکنن..حواستون به همه باشه… نادری:قربان…اون دختره اونجا چیکار می کنه داره خودش رو به کشتن می ده صادقی:ای وای…اون دیگه کیه؟دیوونه جلوی تیررس قرار گرفته …تو حواست به بچه ها باشه…اون احمد لعنتی فرار نکنه ها…من برم ببینم اون دیوونه کیه… نادری:باشه حواسم هست…شما هم مراقب باش آرمان:آیـــــــــــــــی… . صادقی:ساکت شو تکون بخوری یه گلوله تو مغزت خالی می کنم…صدات دربیاد می کشمت …روانی جلوی گلوله وایستادی…از جونت سیر شدی؟ یا خدا این دیگه کیه؟وای دستش رو محکم گذاشته رو دهنم… صادقی:چته؟چرا اینقدر دست و پا می زنی؟ خب دیوانه دستش رو هم برنمی داره از رو دهنم…دیگه دارم خفه می شم…نه اینطوری نمی شه…می ریم واسه یه گاز جانانه آماده شیم بگیر که اومد… صادقی دستش رو برمی داره وهی تو هوا تکون می ده:اه…لعنتی…مگه سگی گاز می گیری؟ آرمان در حال نفس نفس زدن

-دستت رو گذاشتی رو دهن من نمی گی خفه می شم؟ تو دیکه از کجا پیدات شد؟ دست از پا خطا کنی با تیر…ای وای خدا اسلحه ام کو؟ صادقی با پوزخندگفت:منظورت اینه؟ اسلحه رو تو دستاش تکون میداد تا اومدم بگیرم کشید عقب صادقی:نه نه خانوم کوچولو این خیلی واست خطرناکه ممکنه خودت رو زخمی کنی… آرمان:حرف مفت نزن اسلحه ام رو بده به من وحشی شد.با خشم اومد جلو…چونه ام رو گرفت واز رو زمین بلندم کرد:احمد کجاست؟ آرمان:ولم کن وحشی…احمد؟من باید این سوال رو از تو بپرسم؟احمد لعنتی کجاست؟ نادری:قربان…قربان…کجایید مچ دستم رو محکم تو دستش گرفت…لعنتی چه هیکلی هم داره نمیتونم دستم رو از تو دستاش دربیارم…گفت سردار…یعنی ممکنه پلیس باشن؟به این که نمی خوره…خیلی وحشیه…دستم رو ول کن…آخ جون …الان حسابش رو می رسن… پیش سردار کاشانی و سرهنگ محمدی و یه سرهنگ دیگه احترام نظامی گذاشت.همچنان دستم تو دستاش بود…کنترل خودم رو از دست داده بودم… سردار:این بنده خدا رو چرا اینطوری گرفتی سرگرد سرگرد؟اوه اوه چه گندی زدم…چقدر بهش فحش دادم سرگرد:دستبند نداشتم قربان…مجبورم هیچی نمی گفتم ساکت با یه لبخند شیطانی صحبت هاشون رو گوش می کردم…وایسا جناب سرگرد الان حالت رو می گیرم…به من می گن عسل آرمان سرهنگ محمدی:ول کن دست دخترم رو سرگرد این که متهم نیس سرگرد:متهم نیس؟ سرهنگ طلوعی با صدای آروم زیر لب گفت:ول کن دستش رو اون پلیسه سرگرد برگشت با چشمای گرد شده بهم نگاه کرد.پشت چشم نازک کردم براش ومن که تا اون موقع ساکت بودم با حرص گفتم: بهتون نمیاد سرگرد باشید یه سرگرد آگاهی هوشمندانه تر بر خورد می کنه…یعنی شما نفهمیدید من پلیسم؟ در حالی که بااخم دستم رو ول می کرد با حرص و خشم اندک گفت:نه یونیفرمی نه چادری نه چیزی از کجا باید می فهمیدم پلیسید سرکار خانم؟ خب راست می گفت البته اونم یونیفرم نپوشیده بود.

به این پست امتیاز دهید.
از این مطلب راضی بودید؟لطفا به آن امتیاز دهید.
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید Download
132 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.